امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ عاشور حسن زاده عرب :
تاریخ ایران را اگر از دریچه تحولات اجتماعی بنگریم، نقشی پررنگ و بیبدیل از «مردم» در آن خواهیم دید. یرواند آبراهامیان، تاریخنگار برجسته، در مجموعه مقالات خود با عنوان «مردم در سیاست ایران» نشان میدهد که چگونه جمعیتهای مردمی در بزنگاههای سرنوشتساز این کشور، بازیگران اصلی صحنه بودهاند. از انقلاب مشروطه که اصناف و بازاریان با بستنشینی در اماکن مقدس، حکومت را به عقبنشینی واداشتند، تا انقلاب ۱۳۵۷ که تظاهرات میلیونی و اعتصابات سراسری، رژیم پهلوی را از پای درآورد... و تا جنگ رمضان که مردم نقش بی بدیل خود را ایفا میکنند ، همه و همه گواهی بر این مدعاست . این دیدگاه که آبراهامیان از آن به عنوان «تاریخ از پایین» یاد میکند، بر تحولاتی تأکید دارد که مردم به واسطه حضور در خیابان رقم زدهاند، نه تغییراتی که سیاستمداران پشت درهای بسته تصمیم گرفتهاند .
اما پرسش اساسی اینجاست: این «قدرت خیابان» در ایران امروز چه جایگاهی دارد؟ اگر ساختار سیاسی شهرها در گذشته حاصل توازن قدرت میان «ایلات» از یک سو و «خیابان» از سوی دیگر بود ، امروز این معادله به چه شکلی درآمده است؟ پاسخ را میتوان در تحلیل وضعیت کنونی جامعه ایران جست.
تحلیلها بر «سرعت تحولات سیاسی و اجتماعی در چهار، پنج سال اخیر» تأکید میکند. این سرعت تحولات، که جامعهشناسان نیز بر آن صحه میگذارند، نشان میدهد که جامعه ایران در مسیر دگرگونی شتابانی قرار گرفته است. برخلاف گذشته که تحولات عمدتاً از نخبگان یا طبقات بالای شهری آغاز میشدند، اکنون تغییرات به صورت افقی و عمودی در حال گسترشاند. این همان «بازتابندگی» جامعه در برابر ساختارهای سنتی است که آنتونی گیدنز، جامعهشناس برجسته، از آن سخن میگوید.
نکته کلیدی در تحلیل آبراهامیان این است که بازار در تاریخ ایران «یکتنه انبار، کارگاه، فروشگاه، بانک، کانون مذهبی و قطب آموزشی کل جامعه بود» و توازن قدرت میان شاه و بازار، سرنوشت سیاسی شهرها را رقم میزد . امروز اما این ساختار دگرگون شده است. اصناف سنتی جای خود را به قشر گستردهای از کارمندان، کارگران، و فعالان اقتصاد دیجیتال دادهاند. جامعهای که همواره متصل، آگاه و پرسشگر است و مطالبهگری اجتماعی دیگر در آن محدود به نخبگان نیست، بلکه در بسترهای عمومی و روزمره نیز نمود دارد .
آبراهامیان در مقاله خود درباره نقش جمعیتهای مردمی در سیاست ایران (۱۳۳۲-۱۲۸۵) نشان میدهد که چگونه «مصدق را خیابانها به قدرت رسانده بود و ماندنش در منصب نخستوزیری هم به لطف همان خیابانها بود. این حقیقت تاریخی، درس مهمی برای امروز دارد: هیچ قدرت پایداری بدون پشتوانه مردمی شکل نمیگیرد و هیچ تغییر پایداری بدون مشارکت فعال جامعه ممکن نیست.
سیاستگذاران اجتماعی نمیتوانند نسبت به چنین تحولاتی بیتفاوت باشند، چرا که نادیده گرفتن این روندها به سیاستهایی منجر میشود که یا کارکرد ندارند یا با واکنش منفی مردم مواجه میشوند. این جمله، خلاصهای از پیام اصلی کتاب آبراهامیان و همچنین تحلیلهای یادشده درباره وضعیت امروز ایران است: جامعه ایران در حال تغییر است با این وجود این جامعه قدرت خود را حفظ کرده در بزنگاه تاریخی نقش خود را به خوبی ایفا میکند.
در پایان، باید تأکید کرد که کتاب «مردم در سیاست ایران» نه فقط یک اثر تاریخی، بلکه چراغی است برای فهم امروز و فردای این سرزمین. این کتاب به ما میآموزد که برای درک عمیق تحولات ایران، باید از سطح تحلیلهای سطحی و روزمره فراتر رفت و به ریشههای اجتماعی پدیدهها نگریست. ایران امروز، حاصل صدها سال کنش و واکنش میان قدرت حاکمه و اراده جمعی مردم است و فردای ایران نیز در گرو کیفیت این رابطه تعریف خواهد شد. جامعهای که بیش از آنکه نیاز به کنترل داشته باشد، نیاز به درک و اعتماد دارد. شاید این مهمترین پیامی باشد که میتوان از کتاب آبراهامیان و تحلیل وضعیت امروز ایران دریافت کرد.